دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

332

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

بنابراين ، مىتوان گفت : هنگامى كه برهنه ماندن انسان به سبب برهنه نماندن ديگرى مذموم مىباشد و از آن نهى شده است ؛ پس مرگ انسان براى زنده ماندن ديگرى نيز ناپسند مىباشد و ممنوع است ؛ خداوند به احوال بندگانش از همه كس داناتر است و نسبت به مصالح آنان بيناتر است ، يكى را سلامت مىبخشد و يكى را بيمار مىكند ؛ آن‌گونه كه صلاح بداند به تدبير آن‌ها مىپردازد . ذكر لباس در آيه از باب مثال است براى آنچه مساوى لباس و رساتر از آن است . ممكن است اشكال شود كه احياى نفس مانند پوشاندن برهنه نيست ؛ زيرا احياى يك نفر به منزلهء احياى همهء مردمان است و ازاين‌روست كه اگر حيات ديگرى بر لباس شخص متوقّف باشد ، برهنه ماندن واجب است . پاسخ اين است كه خود را كشتن مانند برهنه ماندن نيست ؛ زيرا به منزلهء كشتن همهء مردمان است مگر اينكه گفته شود آيه شامل قتل نفس نمىشود . و در هر حال ، از آيه استفاده مىشود كه تقديم نفس خويشتن بر ديگرى - در حال اضطرار - اولى است ؛ مگر اينكه گفته شود آيه ويژهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىباشد ؛ زيرا اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برهنه در خانه بنشيند و از آن بيرون نيايد آسيب فراوان در پى دارد ؛ گفته شده كه آن حضرت ( پس از دادن پيراهنش ) در خانه ماند ؛ زيرا لباسى نداشت كه بپوشد و نتوانست براى نماز - به مسجد - برود . كافران او را سرزنش كردند و گفتند : خواب و سرگرمى محمد را از نماز بازداشته است . « 1 » ليكن روشن است كه آيه ويژهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيست و احدى اين ادعا را نكرده است . آنچه در اين زمينه دشوار به نظر مىرسد ، جايز بودن هديهء قلب و ديگر اعضايى است كه حيات انسان وابسته به آن‌هاست . دليلى نداريم كه دادن اين اعضا را به شخص ديگرى كه مساوى با اوست ، جايز شمارد و در ميان ادلّه عين و اثرى از آن نيست و مضمون بعضى از روايات اين است كه نفس يكى بيش نيست ، با آن ريسك مكن مگر آنجا كه يقين دارى . مشكل‌تر از اين ، كار پزشكى است كه به اين عمل دست مىيازد مگر با التزام به تزاحم ؛

--> ( 1 ) . همان ، ص 635 .